احمد بن محمد ميبدى
145
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
چون خورى مى با حريف محرم پردرد خور ؟ * چون زنى كم با نديم زيرك هشيار زن « 1 » گويند شبلى را با حق رازى در ميان بود گفت : بارخدايا چون بود كه حسين منصور را از ميان ما بازگرفتى ؟ گفت : رازى به وى دادم به نااهلان بيرون داد او را فرود آوردم كه ديدى « 2 » ! 74 - يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشاءُ . آيه . خداوند هركسى را به رحمتى كه خواهد اختصاص مىدهد ، يكى را به روزى و نعمت ، قومى را به اخلاق و فضيلت ، گروهى را به زهد و عبادت ، جمعى را به توفيق ظاهر ، برخى را به كشف سرائر ، نعمت را مبهم فراهم گرفت تا اميدداران در اميد بيفزايند و ترسندگان در ترس بمانند ، كه بنده را در مقام عبادت و طاعت به از بيم و اميد نيست . كه خداوند بندگان را در اين دو حال بستود و فرمود : مؤمنان اميد رحمت و بيم عقوبت دارند ! و نيز تنبيه بنده را مىكند كه هرچند در طاعت بهغايت كوشش كند و شرط بندگى را بجاى آرد ، آخر امر رحمت خدا است كه او را مىرهاند نه طاعت و عبادت او ، چنان كه حديث از رسول خدا نقل شده كه فرمود : هيچكس بواسطهء عمل خود وارد بهشت نمىشود ! پرسيدند حتى شما اى رسول خدا ! فرمود بلى ، حتى من ! مگر آنكه مرا مشمول رحمت خودش قرار دهد ! [ آيات 84 - 79 ] ( تفسير لفظى ) 79 - ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتابَ وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُوا عِباداً لِي مِنْ دُونِ اللَّهِ . هرگز روا نباشد كسى را كه خداوند به او كتاب و حكمت و نبوّت دهد ! پس از آن بگويد : مرا بنده باشيد و مرا به خدائى گيريد ! وَ لكِنْ كُونُوا رَبَّانِيِّينَ بِما كُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتابَ وَ بِما كُنْتُمْ تَدْرُسُونَ . و لكن ( پيامبران به امّت خويش گفتند ) شما بندگان خدائيد به سبب آنچه در كتاب خدا مىدانيد و بهآنچه از آن كتاب مىخوانيد « 3 » . 80 - وَ لا يَأْمُرَكُمْ أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلائِكَةَ وَ النَّبِيِّينَ أَرْباباً أَ يَأْمُرُكُمْ بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ . خداوند هرگز بشما امر نمىكند كه فرشتگان و پيغمبران را به خدائى گيريد و آيا شما را امر به كافر شدن مىدهد پس از آنكه مسلمان شديد ؟ 81 - وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ ( و ياد بياوريد ) هنگامى كه خداوند از پيمبران پيمان گرفت كه من از كتاب و حكمت بشما بهره دادم ، پس از آن رسولى آمد و آنچه را كه با شما است گواهى كرد ! پس بايد به او بگرويد و او را يارى كنيد ، قالَ أَ أَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى ذلِكُمْ إِصْرِي قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ آنگاه گفت : آيا شما اقرار داريد و اين پيمان بزرگ را از من بستيد ؟ پيغمبران يكيك جواب دادند كه : اقرار داريم . خداوند فرمود : بس گواه يكدگر باشيد و منهم با شما از گواهىدهندگانم . 82 - فَمَنْ تَوَلَّى بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ . پس از آن گواهى ، هركس برگردد از جملهء فاسقان و بيرون از پيمان شمرده مىشود . 83 - أَ فَغَيْرَ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً وَ إِلَيْهِ
--> ( 1 ) كم مختصر كمانچه است . ( 2 ) حافظ در اين معنى گويد : گفت : آن يار كزو گشت سر دار بلند * جرمش اين بود كه اسرار هويدا مىكرد ! ( 3 ) صفات ربانى به ابن عباس مفسر قرآن دادند كه حكمت و ولايت و فقاهت داشت .